الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
287
الغدير ( فارسي )
رباخوارى معاويه 1 - مالك و نسائى و ديگر محدثان از طريق عطار بن يسار چنين ثبت كردهاند كه « معاويه - رضى اللَّه عنه - تنگى زرين يا سيمين را به مبلغى بيش از ارزش وزن آن فروخت . ابو درداء - رضى اللَّه عنه - به او گفت : من از رسول خدا ( ص ) شنيدهام كه فرمود چنين چيزها را فقط بايد به قيمت وزن آن فروخت . معاويه گفت : اما به نظر من اشكالى ندارد . ابو درداء - رضى اللَّه عنه - گفت : با معاويه چه بايد كرد ؟ من حديث پيامبر ( ص ) را برايش مىخوانم و او نظر شخصى خود را اظهار مىدارد . من در سرزمينى كه تو باشى بسر نخواهم برد . اين بگفت و خود را به - عمر بن خطاب - رضى اللَّه عنه - رساند و ماجرا را برايش شرح داد . عمر به معاويه نوشت : آن را جز به قيمت وزن آن نفروش و درست به مبلغى به فروش كه همان فلز مىارزد . » ( 1 ) 2 - مسلم و ديگر محدثان از طريق ابى الاشعث چنين ثبت كردهاند : « به يكى از لشكر كشىها پرداخته بوديم و معاويه فرمانده بود . غنائم بسيار به چنگ آورديم . در ميان آن تنگى سيمين بود . معاويه به يكى دستور داد آن را به هنگام تقسيم عوائد ميان مردم بفروشد . مردم بر سر خريدارى آن به رقابت برخاستند و قيمت را زيادتر كردند . خبر به عبادة بن صامت رسيد . برخاسته گفت : من از پيامبر خدا ( ص ) شنيدم كه ميفرمود وقتى طلا را با طلا معامله مىكنند يا نقره را با نقره يا گندم را با گندم و جو را با جو و خرما را با خرما و نمك را با نمك ، بايد بطور پاياپاى و از هر طرف به مقدار مساوى مبادله كنند و بايد معامله بر اساس
--> ( 1 ) - رك : موطا ، مالك 2 / 59 + اختلاف الحديث ، شافعى ، در حاشيهء كتاب « الأم » 7 / 23 + سنن نسائى 7 / 279 + سنن بيهقى 5 / 280 .